سيد محمد خالد غفارى
75
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
اقتضا مىكند . پس بر آن منوال رفتهاند و بر استقراء اعتماد نكردهاند . . . » . « 1 » شيخ اسماعيل بن مصطفى معروف به شيخزادهء گلنبوى متوفاى سنهء 1205 ه . ق . در كتاب مشهور خود البرهان ، بر خلاف جمهور كه ، دليل را منحصر در سه قسم قياس ، استقراء و تمثيل مىدانند ، مىگويد دليل چهار قسم است : 1 . دليلى كه ذاتا مستلزم نتيجه ( نتيجه كلّى ) است ، و آن قياس است ، 2 . دليلى كه به واسطهء صدق مقدّمهاى خارجى مستلزم نتيجه است و آن « قياس مساوات » است ، چنان كه گويى : « مرواريد در جعبه است و جعبه هم در خانه ، پس مرواريد در خانه است » . كه اين استنتاج ناشى از مقدّمهاى خارجى است و آن اين است كه : « ظرف ظرف ، ظرف است » ، 3 . دليلى كه صدق نتيجه در آن ناشى از عكس نقيض قضيّه است ، چنان كه بگوييم « هر انسانى جسم است زيرا حيوان است » صدق اين دليل هم ناشى از صدق عكس نقيض اين قضيّه است ، 4 . دليلى است كه اگر چه علم بدان مستلزم حصول ظنّ به نتيجه است ، امّا نتيجه آن نمىتواند كلّى و فراگير باشد ، و « استقراء ناقص » و « تمثيل » از انواع اين قسم چهارماند . شيخ اشراق در كتاب حكمة الاشراق ضمن تأكيد بر اينكه احكام استقرائى نمىتوانند به طور كلّى مفيد يقين باشند ، يك نوع استقراء ناقص را مفيد يقين مىداند و آن هنگامى است كه حكم بر افراد يك نوع شده باشد ، مثل اينكه بگوييم : « هر انسانى كه سرش را قطع كنند مىميرد » ، امّا اگر مورد حكم ، از انواع مختلف باشند ، استقراء ، مفيد يقين نيست ، مثل اين مثال مشهور كه : « هر حيوانى هنگام جويدن ، فكّ اسفلش را مىجنباند » شايد نوعى پيدا شود كه اين گونه نباشد مانند تمساح : « . . . و الاستقراء قد يفيد اليقين اذا اتّحد النّوع و اذا اختلف قد لا يفيد اليقين كحكمك بانّ كلّ حيوان يحرّك لدن مضغه فكّه الأسفل ، استقراء بما شاهدت ، و يحوز ان يكون حكم ما لم تشاهده - كالتّمساح - بخلاف ما شاهدته . . . » . « 2 » اسفندارمذ « . . . و هو النّور القاهر الّذى طلسمه الأرض . . . و لمّا كان صنمه منفعلا عن الجميع لنزول رتبته ،
--> ( 1 ) همان مجموعه ؛ بستان القلوب ، ص 344 . ( 2 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 2 ؛ حكمة الاشراق ، ص 41 .